مرتضى راوندى

9

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

سعى داشت مناسبات دوستانه‌اى با ساير جماعات داشته باشد تا از جهت استقرار مناسبات جنسى مشكلى ظهور نكند . ازدواج با گروههاى بيگانه به سلامت انسانها و ازدياد جمعيت كمك كرد و با فزونى جمعيت ، پراكندگى در نقاط مختلف كرهء زمين بيشتر شد . مردم آن دوران قبل از هر چيز ، شكارچيان ماهرى بودند و از بركت بنيهء قوى ، شجاعت و بردبارى ، مىتوانستند حيوانات عظيم الجثه را شكار كنند ، و به مسافرتهاى دور و دراز بپردازند و سرزمينهايى را كه تا آنوقت پاى انسان به آنجا نرسيده بود به حيطهء تصرف خود درآورند و در راه عمران آن مناطق تلاش كنند . با گذشت زمان ، بسيارى از گروههاى شكارچى و آنهايى كه به كار گردآورى مواد غذايى اشتغال داشتند ، در سواحل درياها و كرانه‌هاى رودها اقامت گزيدند . » « 1 » دكتر گيرشمن ، ضمن توصيف زندگى « انسان غار » ، مىگويد : « انسان پيش از تاريخ كه بيشتر در نجد ايران مىزيست ، در سوراخهايى كه در جوانب پردرخت كوهها حفر مىشد و بوسيلهء شاخه‌هاى درختان مسقف مىگرديد ، زندگى مىكرد . . . در بهار سال 1949 ، ما نخستين بار در ايران ، آثار و بقاياى انسان عهد مزبور را در حفارى غارى در « تنك‌پبده » « 2 » در كوههاى بختيارى واقع در شمال شرقى شوشتر ، تشخيص داديم . در اينجا انسان براى تهيهء خوراك خود به شكار مىپرداخت ، و براى اين منظور ، حيله را بيش از اعمال قدرت به كار مىبرد . وى به طرز استعمال چكش سنگى ، تبردستى ، تبرى كه به چوبدستى شكافدار متصل بود ، آشنايى داشت . همهء اينها ابزارهاى بدوى است كه بوسيلهء صيقل ، اندكى از ناهنجارى آنها كاسته مىشد . آلات استخوانى از قبيل درفش كه از استخوان حيوانات مىساختند بمراتب كمتر از مصنوعات سنگى متداول بود . » « 3 » انسانهايى كه به كرانه‌هاى رودها و درياها روى آوردند « فن ماهيگيرى را ياد گرفتند و به شكار انواع خرچنگها ، حلزونها و ماهيها توفيق يافتند . ما مىتوانيم در اين سواحل ، انواع گوش‌ماهيها و مازاد مواد غذايى آنان را بدست آوريم . در حدود 10 تا 15 هزار سال قبل ، انسان توانست تيروكمان را اختراع كند ، سگ را اهلى كند . در نتيجهء اين موفقيتها و كشفيات ، محصول و نتيجهء شكار فوق العاده زياد شد ، و عدهء كثيرى توانستند از اين راه تغذيه كنند . در ابتدا ، انسانها مىكوشيدند در مجاورت بيشه‌ها و جنگلهايى كه ميوهء خوراكى زياد است مسكن گزينند ، بعد به محافظت و نگاهدارى اين جنگلها ، از خطر و ضرر حيوانات درنده ، و پرندگان و حشرات موذى نيز تا حدى توفيق يافتند . آدميان آن دوران ، ضمن اينكه ريشهء درختها را مورد مطالعه قرار مىدادند ، به كاشتن درختهاى مفيد همت گماشتند . از همين دوران ، نخستين قدم در راه كشاورزى برداشته شد ، و كم‌كم بكمك چوب و افزارهاى سنگى و استخوانى خاك را پوك و آمادهء كشت مىكردند . زندگى ثابت و اسكان يافته ، شرايط لازم را براى اهلى كردن حيوانات نيز فراهم كرد . بچه‌خوكهايى كه به زور شكار مىكردند ، در يك جا نگاهدارى مىشدند ، توله‌سگها ، بره‌ها و بزغاله‌ها را تربيت مىكردند ، و اين حيوانات با انسان آشنا و مأنوس گرديدند و نزد انسان باقى ماندند و بتدريج به توليد مثل پرداختند . هركس به كشاورزى مىپرداخت ، مىتوانست قسمتى از محصول خود را براى تغذيهء حيوانات مصرف كند . به اين ترتيب ، دامپرورى پايه‌گذارى شد . كشاورزى

--> ( 1 ) . همان . ص 14 . ( 2 ) . Pabda ( 3 ) . ر . گيرشمن ، ايران از آغاز تا اسلام . ترجمهء دكتر محمد معين ، ص 9 ( به اختصار ) .